مسافرت تابستانه به تهران 94.6.12تا 94.6.23
هورا رفتیم مسافرت اونم مسافرت مجردی و من و تو و خاله هات یه مسافرت دخملونه و چه خوبه که مرد باهات نباشه و هرجا میری همش دخملیا باهم باشن واینکه 12.6.94 پنجشنبه با اتوبوس ساعت 5 حرکت کردیم به سمت تهران من و تو باهم و خاله هاتم باهم بودن شب که شد خیلی حالم بد شد از گرما یعنی گفتم موقع برگشت هرجور شده با هواپیما برمیگردم تا اینکه ساعت 9 رسیدیم ترمینال جنوب و دربست گرفتیم و بسمت خونه و بابا جونم رفنه بود نون بربری و بخره اومد و دلم براش خیلی تنگ شده بود البته اونم همینطورو رفتیم و یکم استراحت کردیم و شبش رفتیم توی خیابون یکم گشتیم و اومدیم خونه و از فرداشم دیگه هرروز میرفتیم بیرون برای خرید و گردش (هفت حوض و دربند و پارک ولایت و پیست کارتینگ آ...
نویسنده :
مامی فریبا
15:59


